محمد ابراهيم سبزوارى

15

شرح گلشن راز ( فارسى )

او شرحى بر بعضى از نيايشهاى « صحيفه سجاديه » دارد . اين شرح در ماه محرم سال 1349 هجرى قمرى در تهران به چاپ رسيده است . اين شرح به عادت عارفان و حكيمان با حمد الهى آغاز شده ، و با نعت نبوى ادامه مىيابد ، و مدح خاندان وحى را نيز در بر مىگيرد . پس از آن نويسنده وارد شرح متن مىشود . در همان صفحه‌ى آغازين ، نويسنده از « مراجعت سفر طهران صانه الله عن الحدثان » سخن به‌ميان مىآورد . اما مشخص نمىكند كه اين امر در چه تاريخى رخ داده است . نويسنده مىگويد احساس كرده است كه تعلقات دنيوى بر او غلبه كرده ، و « وساوس شيطانى و هواجس نفسانى » خاطر سليم او را مكدر داشته است . لذا كوشيده تا با شرح برخى از فقرات ادعيه‌ى صحيفه آرامش از دست رفته را بازيابد ، و خاطر از بار اندوه سبكسار نمايد . بحث اول كتاب درباره « اوليت و آخريت ذات خداوندى » است . مباحثى چون « مشيت مطلقه و اراده‌ى عبد » ، « محبت ميان خداوند و بندگان » ، « اسماء و صفات الهى » ، « حمد الهى و انواع آن و حقيقت و تأثيرش » ، « شكر نعمت هدايت » ، « ثابت و متغير در اديان » ، « توحيد و انواع آن » ، « تعدد عوالم وجودى » ، « شجره‌ى طوبا و اشاره به معرفت اصل اين شجره در خانه‌ى امام على ( ع ) » ، « موت و معاد و تفسير عرفانى آن » ، « انواع نفس انسانى » ، « خفاى غفران و بخشايش الهى » ، « شهيد و شهادت از ديد عرفان » ، « وقوع خير و شر در هستى » ، « فطرت و اخلاق » و امثال آن مطرح شده است . به بيت مشهور « فروغى بسطامى » : « كى رفته‌اى ز دل كه تمنا كنم تو را * كى بوده‌اى نهفته كه پيدا كنم تو را » در صفحه‌ى هشت كتاب استناد شده است . تقريبا كمتر صفحه‌اى از صفحات كتاب را مىتوان از نظر گذراند و در آن به حديثى از احاديث خاندان وحى يا سروده‌اى از شاعران بزرگ برخورد نكرد . به‌ويژه به سروده‌هاى « مولوى » ، « حافظ » و « شبسترى » بسيار استناد مىشود . البته